پنجشنبه - 30 بهمن 1404
{"Id":0,"Name":null,"Mobile":null,"Email":null,"Token":null,"Type":0,"ReferencerId":null,"VatConfirm":false,"PublicToken":null,"Culture":"fa-ir","Currency":"usd","CurrencySign":"$","CountryIsoCode":"us","ProfileIsoCode":null,"HasSubset":false,"Discount":0.0,"IsProfileComplete":false,"HasCredit":false,"LastActivity":"0001-01-01T00:00:00"}
login
ورود
shopping cart 0
سبد خرید

سبد خرید

Menu

اطلاعات محصول
شابک: 9786227765007
ناشر: Kargadan
گروه سنی: بزرگسال
صفحات: 96
وزن: 68 g
ابعاد: 11 x 20 x 0٫6 cm
جلد کتاب: شومیز

من و او فارسی 1401

Man va ū

نویسنده: Mālik Ḥussainī
امتیاز:
13٫61 $
4 تا 6 هفته
لیست علاقه‌مندی‌ها
Wishlist
اطلاعات محصول
شابک: 9786227765007
ناشر: Kargadan
گروه سنی: بزرگسال
صفحات: 96
وزن: 68 g
ابعاد: 11 x 20 x 0٫6 cm
جلد کتاب: شومیز
more
حالم خوش نبود. خوش بود و خوش نبود. سوم آبان بود. درمانده بودم. گشتی در محوطه موزه هنرهای معاصر زدم؛ این بار نگاهم بیشتر به سمت مرد در حال قدم زدن رفت. وارد پارک شدم. می دانستم کجای پارک می روم؛ همان قسمت جنگل وار، با آن میز و نیمکت های چوبی خوشایند. بیست دقیقه ای با سرگردانی قدم زدم. خلوت خلوت بود، ولی باز چشمم دنبال نیمکت دنج می گشت. عاقبت نشستم. چیزی از درماندگی ام کم نشده بود. چند دقیقه ای مبهوت مبهوت ماندم. کم کم حال گریه اضافه شد. مقاومت نکردم. چشم هایم خیس شد. خیس خیس. اما اشکی پایین نیامد. کمی تار می دیدم. بغض هم آمد. در گلویم حسش می کردم. ناگهان ترکید. اشک سراریز شد. سی ثانیه ای هق هق هم آمد. کمی آرام شده بودم. سرم را روی گوشه نیمکت گذاشتم. چشم هایم را بستم. می خواستم ذهنم را از همه چیز پاک کنم. سخت بود.
more