السبت - 1448 9 ربيع الأول
{"Id":0,"Name":null,"Mobile":null,"Email":null,"Token":null,"Type":0,"ReferencerId":null,"VatConfirm":false,"PublicToken":null,"Culture":"ar-sa","Currency":"usd","CurrencySign":"$","CountryIsoCode":"us","ProfileIsoCode":null,"HasSubset":false,"Discount":0.0,"IsProfileComplete":false,"HasCredit":false,"LastActivity":"0001-01-01T00:00:00"}
login
تسجيل الدخول
shopping cart 0
السلة

السلة

المجموع
0  
ContinuetoCheckout

Menu

معلومات المنتج
 ISBN رقم: 9782366122947
الناشر: Naakoja
الفئة العمرية: البالغون
الصفحات: 121
الوزن: 201 g
أبعاد المنتج: 14 x 21 x 0٫85 cm
غلاف الكتاب: غلاف ورقی
Subjects:

سکوت تهمینه: داستان بلـــــــند الفارسية 1436

Sukūt-i tahmīnah: Dāstān-i buland

المؤلف: Mihrī Yalfānī
التقييم:
14٫68 $
7 إلی 14 یوم
قائمة الأمنيات
Wishlist
معلومات المنتج
 ISBN رقم: 9782366122947
الناشر: Naakoja
الفئة العمرية: البالغون
الصفحات: 121
الوزن: 201 g
أبعاد المنتج: 14 x 21 x 0٫85 cm
غلاف الكتاب: غلاف ورقی
Subjects:
Novel
more
تاكسى از خیابان وارد کوچه‌ای شد که در دوطرفش تک و توکی ساختمان‌های چند طبقه و تک و توکی هم خانه‌های دو طبقه بود. از یکی از خانه‌ها درخت سرو بلندی سر از کوچه در‌آورده بود. از چند ساختمان که رد شدند، راننده ناگهان ترمز کرد و گفت، به گمانم همین‌جا باشد. و سر كوچه‌ی تنگ و بن‌بستی نگه داشت. فرز و چابک از تاکسی پیاده شد و دو چمدان‏ را از صندوق عقب بیرون آورد و توی کوچه کنار دیوار گذاشت. شهرزاد هم پیاده شده بود. راننده پول‌هایی را که شهرزاد به او داد، گرفت و بی‌آنکه بشمرد، در جیب گذاشت. شهرزاد نگاهی به دور و بر خود کرد. راننده پرسید، همین‌‌جاست؟ شهرزاد همان‌طور که بقیه پول را در کیف می‌گذاشت، گیج و بی هوا گفت، «امیدوارم.»
more